اینا sms های یک ماه اخیره. جوک ها و بعضی چیزای دیگه اینجا نیست. چون آدم اخلاق گرایی هستم، حرفای بد و خلاف عرف و شرع و ... رو ننوشتم. بعضی چیزای دیگه هم بنا به دلایلی دیگر ننوشتم.
ـ امروز کجا ببینمت؟
ـ بیا اینجا پیش ما آقای صدقی هم اینجاست. بهم زنگ بزن.
ـ کجایی؟ (17ـ 18 تا)
ـ دیروز چند بار تماس گرفتم خاموش بودی. الان هم در دسترس نیستی.
ـ امروز کجا ببینمت؟
ـ مهدی من ساعت 9:30 می رسم خونه. شما امشب میاین یا فردا صبح؟
ـ چه عجب؟
ـ چیزی دیدی؟
ـ کجایی ازت خبری نیست؟
ـ خوش به حالت. دلم واسه ولگردی و شب نشینی با مهدی تنگ شده.
ـ آخ جون. چه پیشنهاد میمونی!
ـ 7:30
ـ ماء الشعیر یا آب آلبالو؟
ـ کاپشن؟
ـ سلام. اسم فیلم جارموش که بنینی بازی می کرد چی بود؟
ـ نمی دونم. اسم چند تاشو بگو.
ـ چه خبرا دکتر؟
ـ تو اولی رو داشتی؟
ـ مهدی خودتی؟
ـ ها؟( 4تا )
ـ کار داری؟ بابا بی خیال، فیلمنامه نویس.
ـ بیرون نمی ری؟
ـ خدا تویی که همیشه بیداری. 2ـ بله شاهکار 3ـ نه ندارم 4ـ برای من هم رایتش کن. 5ـ برو بخواب.
ـ نمیای فیلمای لاتینو ببینی؟
ـ فکر کنم صلیب سرخ رو فقط ازش دیده باشم.
ـ من قم هستم. فردا میام.
ـ من آره.
ـ دارم کودک می بینم.
ـ کجایی یعنی؟
ـ فلسطین نمیای؟
ـ جدی؟
ـ کارت دارم. کی میای اینوری؟
ـ فردا صبح کجایی؟ ( 3تا )
ـ امروز اگه dvd هامو بیاری 10تا جدید بهت می دم. در ضمن پنج شنبه 13 بهمن تشریف بیارید منزل ما. در خدمت هستیم.
ـ اومدی تهران؟
ـ کجایی سگ ولگرد در شب بارانی؟
ـ فعلاً بیداری؟
ـ آقا این هم به همون اشتباه قبل برمی گرده، اشتب شد.
ـ سلام. 3:30
ـ سلام. Sin cityمن دست توئه؟
ـ من تا نیم ساعت دیگه میام دانشکده.
ـ خمسه غساله زدم توپ.
ـ آقا بیا بیرون.
ـ اختیار دارین. اگر به استعداد ذاتی باشه همه می دونن که شما بزرگ همه فیلمنامه نویسایین.
ـ مهدی برای مضرات دخانیت 2و3 متن می خوام.
ـ ایول. چه ساعتی؟
ـ آره. هوشنگ طاهری ترجمه کرده. کتابخونه دانشکده تون داره!
ـ هیچی.
ـ هه هه هندونه.
ـ هوی کجایی؟ خبری ازت نیست.
ـ بذار بگم که حال کنی. بازیم ندادن.
ـ تو شهرم. نزدیک شما. صبح پا میشم پسقل می دم.
ـ اگه می تونی یه نسخه از طرح سریال برام بفرست.
ـ بی خیالش. بعد ازت می گیرم.
ـ 11 جلوی سینما قدس.
ـ 7
ـ خیلی نامردی تو دیگه.
ـ نه یه احوالی می گیری، نه یه خبری می دی. نمیگی این بچه زنده اس. کجاست؟
ـ شیراز
ـ مدونا عجب........
ـ من حدود 1:30 میام کاربردی.
ـ سلام. شماره حسابتو بده. اگه ملی داری بهتر.
ـ برو بخواب عمو جون اومدم باهات تماس می گیرم.
ـ اقا چه خبر از....( 2بار )
ـ فردا میام. چیزی می خوای برات بیارم؟
ـ خب هر چی داری بده.
ـ استکانها رو ردیف کنم دیگه؟
ـ فیلمنامه برای جلد 2 و 3 این فیلم.
ـ تا یه حدی شلوغه.
ـ آقا ببخشید دیر شد و کوفتت بشه. برو حال کن.
ـ کی انشاء الله؟
ـ چی می گی چت مخ ....
ـ سلام خوبی؟
ـ نمی شناسی؟
ـ بابا نشناختی؟
ـ سلام امروز میای کاربردی؟ ( 6بار )
ـ نه فکر نکنم تا اون وقت برسم
ـ 10:30ـ11
ـ چی کاره ای هیروشیما؟
ـ ای درد، ای مرض، ای....... بر هرچی.....و...... لعنت.
ـبا مرام
ـ شما شروع کنید. من میام به شما می رسم.
ـ چکار داری می کنی؟
ـ امین و مهسا دارن میان پیش من. بعد هم ممکنه بریم بیرون. پاشو بیا.
ـ یه وقتی رو لطفاً تو همین هفته تعیین کن.
ـ بانی و کلاید دادی به جای شب.
ـ شبمو خراب کردی.
ـ فدات عزیز دل.
ـ تو به خدا اعتقاد داری؟
ـ کانال 3 رو ببین. آخرش خیلی باحاله.
ـ کجایی بریژیت. پس کی میای؟
ـ میای اینجا؟
ـ سلام. سینما پارادیزو داری؟
ـ چرا؟ ( 2بار )
ـ حاج آقا وعده دیدار فردا راهپیمایی پرشکوه 22 بهمن.
ـ خونه ام بریژیت من.
ـ ok، خودم تنهایی استکان می زنم ظالم.
ـ خونه ای برادر؟
ـ حواسم هست.
ـ سعی می کنم تا یک شنبه برات بیارم. خودم قبلش تماس می گیرم.
ـ خونه ام.( 6 بار )
ـ کجایی پس. من فکر کردم داری میای.
ـ دوستت دارم.
ـ آقا من بازم فیلم می خوام. بیام بگیرم؟
ـ تا کی کاربردی هستی؟
ـ خواستم wave فرزین رو بهت بدم.
