تبليغاتX
سوراخ تو دیوار

سوراخ تو دیوار

شب نوشتها

 

مانند خواب در بیداری است. به عبارت بهتر نوعی خواب در ییداری است. همین حالا همه اش را فراموش کردم. لحظه ای می روی، کاری انجام می دهی، همه چیز عادی است تا اینکه متوجه می شوی چیزی کم است. چیزی را فراموش کرده ای و در کسری از ثانیه همه چیز غیر عادی و جادویی می شود. توان بلند شدن یا چشم باز کردن نداری و دوباره همه چیز از ابتدا شروع می شود. تکرار است اما نه تکرار کسل کننده. یک تکرار دوست داشتنی، مانند یک بازی است. هر بازی ای. ساعتها ادامه می دهی. ساعت ها تکرار و خسته نمی شوی. بازی ای که game over  ندارد. بازی ای که پایانش توی ذوقت نمی زند. مأیوست نمی کند. همه چیز و همه کس در حرکت است و تو ثابتی و جم نمی خوری با این حال در حرکتی. شاید خدا هم همچین حسی داشته باشد. با وجود آن همه تکرار همه اش را فراموش کردم. مانند تأثیر رویایی فراموش شده در یک صبح پاییزی که هر چه تلاش می کنی چیزی از آن به خاطر نمی آوری اما شیرینی اش تا شب با توست تا خوابی دیگر و رویایی دیگر و شاید کابوسی دیگر. خوشبختی و رضایت تمام وجودت را در بر می گیرد و در آن غرق می شوی. یکی از بهترین لذت ها، لذت غرق شدن است.

و البته همه اینها موقتی است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 0:5  توسط مهدی  |